Sunday, January 18, 2009

روزهای امتحان

آخیش بعد از کلی وقت موفق شدم هوراااااااااااااااااااااااااااااااااااااااااااااااا
این روزهای لعنتی روزهای امتحانه و من از تو اتاق با کتابهای لعنتی تنها
تا دم مرگ باید امتحان بدیم
ز گهواره تا گور امتحان بجو
این هم وصف حال من
در شبی كه ماه نیست
حال من دوباره روبراه نیست
خیره میشوم به گوشة اتاق
گوش میكنم به در
گوش میكنم به هر صدای پای آشنا
در شبی كه ماه نیست
لذتی درون خوابگاه نیست
میگریزم از جزیره های بی كسی
میروم به كوچه های اطلسی
كوچه باغهای بی چراغ عاشقی
در شبی كه ماه نیست
یك نگاه عاشقانه
یك نگاه نیست
(شعر از یکی از دوستان)
چرا نمی شه نوشت؟ الان یک ماهه اوضاع همینه باید با فیلتر وارد بشی مگه اینجا هم غیر مجاز شده؟

Tuesday, December 16, 2008

شب عید

امشب شب عیده و
باز کودک دورنم دلش گرفته
می خوام یکی باشه که دوستش داشته باشم و اونم منو دوست داشته باشه
می خوام حضورش و حس کنم اما
باز تنهایی
خدایا تو بگو چه کار کنم
مولای یا مولا انت رازق و انا مرزوق و هل یرحم مرزوق الا الرازق؟

Sunday, December 14, 2008

خوشبختی

امروز صبح اعصابم خورد بود که چرا هوا گرمه و برف نمیاد یهو یاد پارسال افتادم
خدا نصیب هیچکس نکنه تو اون یخ بندان بدترین مریضی عمرم را تجربه کردم
و تا کلی وقت بعدش فقط آرزو میکردم سالم باشم و از اینکه راحت نفس می کشم و غذا می خورم احساس لذت می کردم
امروز هم حتی با یادآوری اون خاطره باز مزه لذت سلامتی و زیر پوستم حس کردم
و اینکه واقعا چرا دارم نق می زنم در حالیکه این قدر خوشبختم
ممنون خدای مهربونم
البته اوج انسان وقتی که حتی توی همون حالت مریضی هم لذت و حس کنه
لذت داشتن خدا

Thursday, December 11, 2008

خونه

چقدر باز زود تموم شد :( باید امشب برگردم
زمان و قاطی کردم این نسبیت لعنتی همه جا یجورایی باید خودش و نشون بده
وقتی خونه هستم حس نمی کنم یه گپ بزرگ همیشه بین دو دیدار من وجود داره
انگار نه انگار الان حدود 1سال و نیمه که من یجورایی هجرت کردم
می دونم فردا شب حسابی حالم گرفته است اما چاره ای نیست این انتخاب خودمه برای همیشه
راستی یه خبر نی نی گولویی : اولین نوه مربوط به برادران خانواده سین به دنیا امد و دخترعموی من صاحب یک پسر نی نی گولو شد
خوشملییییییییییییییییییییی هنوز اسم نداره
امروز می رم ببینمش حیف که نمی شه بچه 2 روزه و بوس کرد
:)

Wednesday, December 10, 2008

انسان متمدن

من امروز یک انسان متمدن شدم
اگه گفتی چرا؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟
آخه یه آنتی ویروس واقعی خریدم 40000
یعنی میشه ما هم مثل آدم با خیال راحت یک سال بدون ویروس و کرم و .... بگذرونیم و هی کامپیوترمون نره تو کما؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟

Sunday, November 30, 2008

روز آخر نوامبر

امروز روز اخر نوامبر است ماه تولد من
ماه دوست داشتنی من
ماه وسطی پاییز
ماه خرمالوهای رسیده انارهای دون کرده
برگهای زرد خشک که زیر پا له شون میکنی
و ماه بارونهای شر شر و
ماه مهاجرت پرنده ها
من هیچ وقت تو این وقت سال دلم نمی گیره
چرا؟ نمی دونم اخه میگن ادم باید دلش پاییز بگیره؟